تبلیغات
خانه ی شهیدان


























خانه ی شهیدان

مقام معظم رهبری:امروز زنده نگه داشتن یاد شهداء کمتر از شهادت نیست .


نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391ساعت 07:17 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: تصاویر 




شهید ایرج دستیاری اولین رزمنده دفاع مقدس است که جان خویش را برای دفاع

از میهن خویش کف دست گذاشت .ونام خویش را برای همیشه در تاریخ جنگ

تحمیلی ثبت وضبط نمود. لازم به ذکر است این شهید بزرگوار اهل شهر امیدیه

در استان خوزستان میباشد. نامش همیشه جاوید وراهش پر رهرو باد.


عشق را بـا خـون خـود كردی تـو معنـا ای شهیـد!

خـویـش را بـردی بـه اوج عـرش اعـلا ، ای شهید! 

زنـدگی  تسلیم   تـو  شد ، مــرگ خــالی از عــدم

زنـده تــر از تـو نمی بینـم بـه دنیــــا ای شهیـــــد! 

در كـلاس عشـق تــو ، استــادهــا  بنشستــه اند

كـــز تـو آمـوزنــد  ســــرمشق  الفبـــا،  ای شهید! 

نــور  می پــاشی  بسان   مــاه   بــــر   قصر  امـل

عشـق می نوشد ز تـو عــاشقترین ها ای شهید! 

مـأمـن   جــانْ پَـرورت  ،  ســـــرمنــزل   مقصـــودها

حـــاصلی از  بــاورت  ، روح   تـجلّا ای شهیـــــــــد! 

عـــالمی حیـــران بـه شور و عشقبــــازی های تـو

گلشنـــی حسرت بـــه دیـدار تـو رعنـا، ای شهید!

جــز خــدا واقف نـشد بـــر  اوج  عـرفـان تــــو  كس

چــونكه گشتـــه عـاشقت آخـر خـدا را ای شهیـد! 

تیــغ    هیبت  مـــی زنـی انـدیــــشه ی فـرعُوْن را

بـا   ید   بیضائی ات ، مانند  موسی(ع) ای شهید! 

تـو عظیـم و اعظمـی ، عـاری  ز نـقصان و عـــــدم

تــو شریف و اشرفی  چون شاخ طوبی ای شهید!

موج موج از تــو سرازیــر است بــر رگهــای عـشق

شور سرمستی كـه در خــونست پیـدا ای شهید! 

بــی تـــــو  مـــی میـــــرد  جـهان   عزّت و امّیــدها

بـی تـو   می خشكد   گـل  راز  تـمنّـا   ای  شهید!

تـو مــراد و عــــارفــــی در  گـــلسِــتان    معـــرفت

جـلوه ی  روح    تو را خواهم تماشا ای شهیــــــد!

بـر تـهیـدستـــان ، نـگاهــــــی از  حضور    پـاك بـاد

چـشم   یـاری دارد  از  عشق   تو  دادا ای شهید!

 



نوشته شده در چهارشنبه 17 آبان 1391ساعت 07:46 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 




حاج صفر قلی رحمانیان پیر ترین رزمنده دفاع مقدس است که در سال 1285شمسی در فسا به دنیا آمد.


این عزیز رزمنده در هفتادمین بهار زندگیش به مدت 66ماه درجبهه های نبرد حق علیه باطل حضور


یافت ونام خیش را در دفتر جهادگران فی سبیل الله ثبت وضبط نمود. تا سال گذشته که ایشان درسن


105سالگی بود از حیات ایشان مطلع بودم لکن از آن به بعد اطلاعی ندارم لکن او هم مانند سایر


عزیزان رزمنده همیشه در دل وجان ماو مردم ما یاد ونامش زنده وجاوید خواهد ماند.

این عزیز بزرگوارمی فرمود: شهدا چون با نماز مأنوس بودند آسمانی شدند.....

نوشته شده در چهارشنبه 19 مهر 1391ساعت 03:20 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 



کم سن وسالترین شهید دفاع مقدس کسی نیست جز شهید علی جرایه از استان ایلام که شاید از لحاظ

سن کوچکترین باشد اما از نظر روح ومقام بزرگترین است در زیر چند خطی از وصیتنامه این

عز یز را میگذارم باشد مرضی خدا وشهید عزیزمان قرار بگیرد.
 در مهم‌ترین و برجسته‌تر ین قسمت وصیتنامه جوان‌تر ین شهید دوران دفاع مقدس، شهید علی جرایه،

 آمده است: پیروی از ولایت فقیه را فراموش نکنید.

شهید علی جرایه در وصیتنامه خطاب به پدر و مادرش آورده است: پدر و مادر عزیزم به خدا سوگند تا آخرین

نفس وتاآخرین قطره خونی که در بدن دارم با دشمنان اسلام می‌جنگم.

پدر و مادر عزیزم توصیه‌ام به شما این است که صبر و استقامت داشته باشید و تقوا را پیشه خود کنید. از شما

می‌خواهم که پیرو همیشگی امام عز یز باشید و نگذار ید که امام تنها بماند. اگر سعادت این را داشته باشم که در

که دررکاب حسین زمان به سوی معبود بشتابم برای من گریه وزاری نکنید وبدانید که با آگاهی این راه راپذیرفتم

  و چون مسئولیت پاسداری از خون شهدا را بر دوش خود حس می‌کردم به جبهه شتافتم تا قسمتی از بار

 مسئولیتی که بر دوشم بود انجام دهم.

این سرباز کوچک خمینی(ره) در بخش دیگر از وصیت نامه خود چنین می‌نویسد: پدر و مادر عز یزم به خدا سوگند

تا آخر ین نفس و تا آخرین قطره خون که در بدن دارم با مزدوران بعثی صهیونیستی که دشمنان خدا هستند

به جنگ بر می خیزم ، سوگند به خداوند متعال به یاری مسلمانان و محرومان جهان می‌رو یم.

به امید پیروزی رزمندگان اسلام، امام را دعا کنید.

چهارم، بهمن‌ماه سال 1362 علی جرایه.

شهید علی جرایه متولد سال 1350 در سال 1362 در منطقه چنگوله در عملیات والفجر پنج در سن 12 سالگی ب

به درجه رفیع شهادت نائل شد.


یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.



نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور 1391ساعت 07:07 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

سلام خدا برتمام شهیدان کربلای ایران بخصوص شهید حاج احمد کاظمی که از همان ابتدا تا انتها با

عهدی که با ولایت بسته بود پایدارماند،این شهید والامقام مطیع محض ولایت بود وهیچگاه ولی زمان

خویش را تنها نگذاشت وسرانجام جان عزیز خویش را در این راه فدا نمود واطاعت بی چون وچرای

خود ازولایت راثابت نمود.




وتو چه عاشقانه محو درولایت مولای زمان خویش شدی...



وتو مصداق آیهُ شریفهُ .رجال لا تلهیهم تجارة ولابیع عن ذکرالله بودی.....



وتو این وفاداری رابارها اثبات کردی.....



وسرانجام پاداش این اطاعت از ولایت را با شهادت گرفتی...




و رهبر معظم انقلاب هم اوج محبت خویش به شما را چنین ابراز نمود...



نوشته شده در جمعه 27 مرداد 1391ساعت 12:02 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 



حجت ‏الاسلام سید حسن بهشتی‏ نژاد در سال 1324ش در اصفهان به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی برای

 فراگیری علوم اسلامی راهی قم شد. وی در قم از محضر استادانی همچون حضرات آیات: حسین نوری همدانی،

 محمد فاضل لنكرانی، یوسف صانعی و مرتضی حائری یزدی استفاده برد و سطوح عالی حوزه را طی كرد. این شهید

گرانقدر، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تبلیغ و تدریس در نهادهای انقلابی همچون جهاد سازندگی و سپاه مشغول

 شد و در نهایت از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید. شهید بهشتی‏ نژاد

در سوم مرداد ماه سال 1360 ش برابر با روز شهادت امام علی(ع)، در 21 رمضان سال 1400 ق توسط تروریست‏های

گروهك منافقین درمقابل خانه‏ اش ترور شد و به شهادت رسید.


نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد 1391ساعت 05:59 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد امام زمان-عج- مناسب دیدم یادی کنم که از دو شهید والا مقام

دفاع مقدس شهیدان مهدی باکری ومهدی زین الدین که از سربازان مخلص امام زمان -عج-بودند و

با نثارجان خویش این خلوص را به اثبات رساندند.



سلام خدا برشما که در راه معبود ازهمه چیزتان گذشتید.امروز با خود اندیشه کردم چه بنویسم

پست جدید چه بگذارم نمی دانم چه شد که ناگهان به ذهنم رسید در روز میلاد منجی عالم بشریت

مهدی فاطمه علیهما السلام از شما دو شهید بزرگوار بنویسم از شمایی که هم نام عزیز فاطمه اید

این ناگهانی نبود این را عنایت خاص امام زمان میدانم.عنایتش به شما نه من حقیر سر تا پا گناه

درمورد شما و زندگیتان، رشادتهایتان بسیارگفته ونوشته اند. امروز من فقط خواستم یادی هرچند

کوتاه از شما دلاوران این سرزمین ولایت مداروکشور امام زمان عج کرده باشم. شمایی که

رضایت معبود را به غضب خلق انتخاب کردید شمایی که همه چیزتان برای او بود نه دنبال نام

ونشان بودید نه ریاست وسیادت. قلبتان خانه خدا بود وخدا مهمان دلتان.مرادتان پیر جماران بود

وخلقی مریدتان. نمازتان عروج بود و دعایتان مستجاب، روحتان بلند وآسمانی بود ودلتان دریایی

اما خوشا به حالتان نماندید که این روز را ببینید روزگار خودمان را می گویم که شما را زود

فراموش کردیم .اسیر هوی وهوس، پست ومقام شدیم وانگار نه انگارکه برای این ارزشها کسی

چون شما جان عزیزش را فداکرده، آه چقدر ازشما دور شدیم، وشما چقدر به خدا نزدیک.برایمان

دعا کنید تا بتوانیم راهی که شما رفتید را ادامه دهیم وفردای قیامت شرمنده شما شهدای عزیز نشویم

آب دریا را اگر نتوان کشید              هم به قدر تشنگی باید چشید.





نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1391ساعت 12:12 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

هفتم تیر ماه سالروز شهادت مظلومانه شهید آیت الله دکتر بهشتی وهفتاد ودونفر از یارانش

را تسلیت عرض می نمایم.




ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.



نوشته شده در چهارشنبه 7 تیر 1391ساعت 05:17 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

  به مناسبت سالروز شهادت دکترمصطفی چمران

  


آخرین مناجات شهید چمران قبل از شهادت


خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر

انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از

هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی

بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو

رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است  و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است .

درد، دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و

فراموشی را از بین می برد، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند، فراموش می کند که  بدنی ضعیف و ناتوان دارد که در مقابل

عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی

بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان

احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز

خود، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستمی رو گردان

نمی شود. اما درد، او را به خود می آورد؛ حقیقت وجودش را می فهمد و ضعف و زوال و ذلت خود را درک

می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و

آن را توجه نمی کند.

خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونی نیازمندان را

درک کنم.
خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد، شرف ندارد.

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ

است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده

کنم.
خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا

از یاد تو دور نکند.

خدایا من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم. به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی

خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم.

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت. با همه مظاهر جلال و جبروت، با همه کوهها و آسمانها و

دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می کنم. با قلبی سوزان و غم آلود به سوی خدای خود می روم و از

همه چیز چشم می پوشم. ای پاهای من، می دانم شما چابکید، می دانم که در همه مسابقه ها گوی

سبقت از رقیبان ربوده اید، می دانم فداکارید، می دانم که به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت

صاعقه وار به حرکت در می آئید، اما من آرزوئی بزرگتر دارم، من می خواهم که شما به بلندی طبع بلندم،

به حرکت در آئید، به قدرت اراده آهنینم محکم باشید، به سرعت تصمیمات و طرحهایم سریع باشید. این

پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها ونقشه ها وامیدها ومسئولیتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه

دلخواه برسانید. ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سالهای دراز به من

خدمت کرده اید، از شما می خواهم که در این آخرین لحظه نیز وظیفه ی خود را به بهترین وجه ادا کنید.

ای پاهای من سریع وتوانا باشید، ای دستهای من قوی ودقیق باشید، ای چشمان من تیزبین وهوشیار

باشید، ای قلب من، این لحظات آخرین را تحمل کن، ای نفس، مرا ضعیف وذلیل مگذار، چند لحظه بیشتر

با قدرت و اراده صبور وتوانا باش. به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق

وابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید وتلافی این عمر خسته کننده واین لحظات سخت و سنگین را

دریافت کنید. چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید، آرامشی ابدی. دیگر شما را زحمت نخواهم داد.

دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.

دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه

نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و

آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات

رقص من در برابر مرگ، باید زیبا باشد.

خدایا! وجودم اشک شده، همه وجودم از اشک می جوشد، می لرزد، می سوزد و خاکستر می شود.

اشک شده ام و دیگر هیچ؛ به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک، ریخته شوم واز وجود

اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان وفداکاری از آن سرچشمه بگیرد.

یادش گرامی وراهش پررهروباد.




نوشته شده در پنجشنبه 1 تیر 1391ساعت 11:53 ق.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

 سردار رشید سپاه اسلام شهید محمد بروجردی اعلی الله مقامه الشریف




اولین وصیت نامه اول شهید "محمد بروجردی ":

بسمه تعالی

این وصیتنامه را در حالی می‌نویسم كه فردایش عازم سنندج هستم با توجه به این كه چندین بار در عملیات شركت

كرده بودم و ضرورت نوشتن وصیتنامه را حس كرده بودم ولی هم فرصت نداشتم و هم اهمیت نمی‌دادم، ولی

نمی‌دانم چرا حس كردم كه صرفا اگر ننویسم، گناهی مرتكب شده‌ام، لذا بدینوسیله وصیتنامه خود را در مورد خانواده

 و برادران آشنا می‌نویسم.

با توجه به این كه حدودا شش سال است وارد مبارزات سیاسی و نظامی شده‌ام و به همین خاطر نسبت به خانواده‌ام

رسیدگی نكرده‌ام، بخصوص - همسر و فرزندانم و از همین وضع همیشه احساس ناراحتی می‌كردم و هیچ وقت هم

نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئولیت‌ را رها كنم و بدینوسیله از همه آنها معذرت می‌خواهم و طلب بخشش دارم از

 حقی كه به گردن من داشته‌اند و نتوانستم این حق را ادا كنم ولی این اطمینان را به خانواده‌ام می‌دهم كه هرگز از

ذهن من خارج نشده‌اند و فكر نكنند كه نسبت به آنها بی‌تفاوت بوده‌ام، ولی مسئولیتهای سنگین‌تر بود.

 در خواستی كه از همسرم دارم، این است كه فرزندانم را خوب تربیت كند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد ...

 از مادرم درخواست بخشش دارم، زیرا از دست من ناراحتیها دیده و هیچوقت این فرصت پیش نیامد كه بتوانم به ایشان

رسیدگی لازم را بكنم و از كلیه برادران و خواهران كه من را می‌شناسند درخواست دارم كه برای من از خدا طلب

بخشش كنند، شاید به خاطر حرمت دعای مومنین خداوند از تقصیراتم بگذردو احساس می‌كنم بار گناهان و خطاها بر

دوشم سنگینی می‌كند. بخصوص دعای آن كسانی كه پاسدارند و به جبهه می‌روند و از كسانی كه در جزئیات زندگی

 من بوده و با من برخورد داشته‌اند درخواست دارم برادرانی كه از من بد دیده‌اند در گذرند و یا اگر كسی را سراغ دارند

كه از من بد دیده نزدش بروند و از او رضایت بگیرند.

و دیگر این كه مقاومت را فراموش نكنند كه خداوند تبارك و تعالی بار سنگین انقلاب اسلامی را بر دوش ملت مسلمان

 ایران گذاشته است و ما را در آزمایش عظیم قرار داده است. این را شهیدان بسیاری بخصوص در این چند سال اخیر به

 در و دیوار ایران نوشته‌اند و اگر مقاومتهای آنها نباشد همانطور كه امام فرمودند، بیم آن می‌رود كه زحمات شهدا به

هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسیدند و این ما هستیم كه آزمایش می‌شویم و دیگر این كه با تجربه‌ای كه ما از صدر

 اسلام داریم، كه به خاطر عدم آگاهی مسلمین درس عبرت باشد، با دقت، كلمات این روح خدا را كه خط او خط رسول

خداست دقت كنند.

وجود امام امروز برای معیار است. راه او راه سعادت و انحراف از راهش خسران دنیا و آخرت است و من با تمام وجود

این اعتقاد را دارم كه شناخت و مبارزه با جریانهایی كه بین مسلمین سعی در به انحراف كشیدن انقلاب از خط اصیل و

مكتبی آن را دارند به مراتب حساستر و سخت‌تر از مبارزه با رژیم صدام و آمریكاست. وصیتم به برادران این است كه

سعی كنند توده مردم كه عاشق انقلاب هستند، از نظر اعتقادی و سیاسی آماده كنند كه بتوانند كادرهای صادق

انقلاب را شناسایی كنند و عناصری كه جریانهای انحرافی دارند، بشناسند كه شناخت مردم در تداوم انقلاب حیاتی

است .
والسلام

دومین وصیت نامه اول شهید "محمد بروجردی ":

بسمه تعالی


وصیت‌نامه اینجانب محمد بروجردی (پدر دره گرگی) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او كه برگشت همه به سوی

اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهیدان تاریخ، از همه برادرانی كه در طول عمرم با

آنها تماس داشته‌ام، طلب آمرزش می‌كنم. هر كس كه این وصیت‌نامه را می‌خواند، برای من طلب آمرزش كند، زیرا من

از این دنیا ناگاه با بار خالی می روم. و بعد از من همسرم سرپرستی خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثی كه

دارم،‌به او می‌رسد، به غیر از مبلغی 7000 ریال (هفت صد تومان) كه باید به مادرم بدهد و در صورت فوت همسرم

برادر كوچكترم عبدالمحمد سرپرستی دو فرزندم را به عهده گیرد و از اینكه نتوانسته‌ام برای خانواده بطور كلی مثبت

باشم، از همه پوزش می‌طلبم و طلب آمرزش می‌كنم، والسلام.


وسرانجام این عقاب تیز پرواز كردستان در روز اول خرداد 1362از زمین به آسمان پر كشید

وبه خیل یاران آسمانی خویش پیوست. روحش شاد ویادش گرامی

نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد 1391ساعت 06:31 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

    شهید آیة الله حاج سید محمد رضا سعیدی اعلی الله مقامه الشریف



آیت الله سعیدی در باره‌ی امام راحل گفته بود: به خدا سوگند، اگر مرا بكشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطره ی

خونم، نام مقدس خمینی را خواهید یافت





ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد 1391ساعت 10:07 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 


من شیخ شریف رامی شناسم ایشان قبل از انقلاب با ما درارتباط بود.مقام معظم رهبری



  روحانی آزاده حجت الاسلام والمسلمین «محمدحسن شریف طبع» معروف به «شریف قنوتی»  در دفتر تاریخ

پرشکوه انقلاب اسلامی، گمنامان و بی نشانان بسیارند؛ بزرگ مردانی که نشان در بی نشانی دارند و شیرمردانی که

مخلصانه زندگانی خویش را وقف خدمت به خلق و انسانیت کردند و فارغ از هیاهوی سیاسی و دنیوی، تنها برای رضای

 خدا وارد عرصه مبارزه شدند. رادمردانی که با پایداری و ایثار در حفظ ارزش ها و تمامیت ارضی ایران اسلامی و ناکام

گذاشتن دشمن در رسیدن به اهداف شوم خود، حماسه ای بزرگ آفریدند. حجت الاسلام والمسلمین شریف قنوتی،

 نخستین شهید روحانیت در دفاع مقدس، از شمار این گمنامان تاریخ انقلاب اسلامی است. شریف قنوتی کیست؟ او

نخستین روحانی مجروح و اسیر جنگ تحمیلی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس، نخستین نماینده امام

خمینی(ره) که در جنگ به شهادت رسید، نخستین فرمانده شهید جنگ های چریکی و پارتیزانی، تشکیل دهنده گروه

های مسلح به امر امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ در سال ۱۳۴۲، نخستین برگزار کننده تظاهرات در شهرستان بروجرد

تا جایی که به عنوان رهبر انقلاب بروجرد معرفی شد، نخستین تشکیل دهنده ستاد پشتیبانی از جبهه های جنگ و

حمایت از جنگ زدگان در بروجرد، نخستین ارسال کننده محموله های تدارکاتی از بروجرد به مناطق جنگی به ویژه

خرمشهر، نخستین گروه اعزامی از بروجرد به خرمشهر جهت دفاع ازشهر و نخستین گروه مدافع در خرمشهر به نام

«لشکر الله اکبر» که همراه برادران ارتشی و سپاهی به مدت ۳۵ روز مقاومت کردند. از تولد تا دوران مبارزه: شهید

 شریف قنوتی در سال ۱۳۱۳ در اروند کنار از توابع آبادان دیده به جهان گشود. در اطاعت از پدر و مادر، کم نظیر بود. اهل

 دعا، قرآن و مناجات بود. پدرش شیخ محمود و عمویش شیخ عبدالله استاد اسلامی وقتی چنین دیدند او را به حوزه

علمیه «آبادان» فرستادند. دو سال در آن حوزه بود، سپس به «بروجرد» رفت و از اساتید مجرب آن دیار بهره ها گرفت و

از محضر مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی استفاده کرد و سپس در قم رحل اقامت افکنده و در محضر

امام خمینی(ره) و مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، فقه و عرفان را آموخت و همزمان با تحصیل، مبارزه با ظلم را

آغاز کرد تا جایی که از یاران عالی قدر شهید نواب صفوی گشت و در آن ایام در زندان اوین مدت شش ماه زندانی شد.

 پس از شهادت نواب صفوی در مبارزه با طاغوت، به امام خمینی ـ رحمه الله ـ پیوست تا جایی که او را به عنوان نواب

ثانی لقب دادند و در یاری امام چنان ایستادگی کرد و پیروی نمود که می گفتند: شریف قنوتی در امام خمینی ذوب

شده است. منبرهایش کوبنده و حماسی بود. با کمال شهامت و شجاعت در منبرهایش شاه را [ابن] مرجانه خطاب

می کرد و به او یزید بن معاو یه دوم می گفت.





ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 12 خرداد 1391ساعت 06:52 ق.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

آیت‏ اللَّه سیدابوالحسن آل رسول معروف به شمس آبادی در سال 1268 ش در اصفهان متولد شد و

پس از فراگیری مقدمات علوم در اصفهان نزد اساتیدی نظیر مرحوم ابوالقاسم زفره ای، سید علی

نجف آبادی ، سید محمد نجف آبادی و احمد حسین آبادی عازم حوزه نجف اشرف گردید و از محضر

درس خارج مراجع بزرگی همچون مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی آقاضیاءالدین عراقی،

آقا جمال الدین گلپایگانی،‌سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم استفاده نمود. وپس از 12

سال تدریس و تحصیل به اصفهان بازگشت

وفاداری به نهضت امام (ره)؛ بازخوانی پرونده‏ های ساواک

 آیت‌الله شمس‌‏آبادی از جمله روحانیونی بود که در سال 1342، وفاداری خود را به نهضت امام

خمینی (ره) اعلام کرد. در ادامه، خلاصه‏ ای ازبرخی بخشهای پرونده ی ایشان درساواك را

میخوانیم


 آیت اله سید ابوالحسن آل رسول شمس آبادی

حمایت از حضرت امام خمینی (ره) و آقای محلاتی و سایر

علمایی که در سال 1342 دستگیر شده بودند. انتشار

اعلامیه ‏ای با امضای جمعی از علمای اصفهان از جمله

آیت‏الله خادمی، سیدابوالحسن شمس ‏آبادی، آقایان

رجایی، اردکانی، سیدعلی ابطحی، محمدرضا ثفقی و

سیدعلی‏ اکبر هاشمی.

 عزیمت به تهران در تاریخ 42/4/20 برای اعتراض به حرکت

رژیم و پیوستن به جمع علمای تهران.
  ساواک اصفهان طی نامه ‏ای به مرکز در تاریخ 42/5/13

اعلام کرد: «حاج ابوالحسن شمس‏ آبادی، پیش‏نماز

مسجد سرتیپ چهارسوق و مسجد شیخ ‏بهایی است و

پس از شیخ ‏مهدی نجفی، در اصفهان، بانفوذترین عالم است.»


 نام‏برده به ‏همراه عده‏ ای از علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی، سیدعلی بهبهانی و)... طی

تلگرام‏هایی به مراجع تقلید و دیگر علما، از جمله آیت‏ الله خوانساری (تهران) به محکومیت آقای

ربانی ‏شیرازی، اعتراض و درخواست اقدام از ایشان جهت تجدید نظر در حکم صادره را می‏نماید. (47/4/25)
 مؤسسه ‏ی احمدیه که زیر نظر آقایان خادمی و شمس‏ آبادی اداره می‏شود، اقدام به اعزام طلاب به

اطراف می‏کند.


 ارسال تلگرامی در سال 1349با امضای جمعی از اعضای علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی،

شمس ‏آبادی، اردکانی و...) درمورد تبعید آقای صافی، به آیت لله گلپایگانی.


در جلسه ‏ای که در منزل حاج ‏آقا مرتضی ابطحی، با شرکت بیست نفر از علما تشکیل شد، آقای

شمس ‏آبادی بر ضد فحشا سخنرانی و از روحانیون خواست که آن را در منابر عنوان کنند.(50/1/14)


 - آقایان خادمی و شمس ‏آبادی، به‏ شدت آقای منتظری را [به ‏خاطر دفاع از مطالب کتاب شهید

جاوید و نویسنده ‏اش] مورد حمله قرار دادند.


 ساواک در سال 52 در ارتباط با وی چنین می‏نویسد: «فاقد پیشینه ‏ی کیفری (از نظر ضد امنیتی)

می‏باشد و از نظر روحیه و مشئ سیاسی، فردی است طرف‏دار آیت‏ الله خویی،  ضمناً باطناً از

روحانیون افراطی حمایت [کرده] ولی تاکنون به ظاهر، رعایت بی‏طرفی را کرده است.»


 در سال 1353، گزارش‏هایی از طریق منابع ساواک دریافت می‏شود که آیت‌الله شمس‌‏آبادی به

عده‏  ای از طلاب، که به خدمت در اداره‏ ی اوقاف درآمده و مروج مذهبی نام گرفته ‏اند، توسط

نزدیکان خود، پیغام فرستاده و تعدادی را به منزل خود دعوت نموده تا از خدمت در اوقاف، استعفا

کنند و به آنان قول داده است چنانچه از حقوق دولت چشم‏پوشی کنند، حقوق بیشتری به آنان

خواهد داد.


فتنه‏ ی مهدی هاشمی
مهدی هاشمی ـ که در سال 1366 به ‏خاطر جنایات و خیانت ‏هایش اعدام شد ـ آیت ‏الله شمس

‏آبادی را به ‏دلیل مخالفت‏های صریح و مناظراتی که با اعضای باند او داشته و هم به‏ واسطه ‏ی

مخالفت شدید با کتاب «شهید جاوید»، یک روحانی مرتجع و ساکت می‏خواند و با تحریک مردم و از

جمله تیم خود علیه وی، حساسیت‏هایی ایجاد می‏کرد

.
 مهدی هاشمی در این خصوص ابراز داشته است: «در این‏که مسئله ‏ی روحانیت ارتجاعی و

مخصوصاً آقای شمس‏ آبادی در نظر من خیلی حساس‏تر بود و من نیز در جلسات و هیئات مطرح

می‏کردم و حساسیت بچه‏ ها را عموماً در آن جهت تحریک می‏کردم، هیچ بحثی نیست و قبلاً نیز

گفتم یکی از انحرافات دیروز من همین بود که برخی علما را از دولتی‏ها بدتر می‏دانستم. بنابراین من

انکار نمی‏کنم که از نظر فکری برادران تحت تأثیر افکار و القائات من بودند، حتی یادم هست که

موقعی که اخبار و اطلاعات پراکنده ‏ی آقای شمس‏ آبادی را ما مطرح می‏کردیم و ابراز حساسیت

می‏نمودیم، همین برادران و سایرین می‏گفتند شما بیش از حد روی روحانیون ساکت و مرتجع

حساس هستید و باید روی عوامل دیگر حساس باشیم. من از نظر فکری و حساسیت روی بعضی

علما من‏جمله آقای شمس ‏آبادی دارای انگیزه و حساسیت بودم.»


متاسفانه عده ‏اى که به اتهام شرکت در توطئه و قتل آن مرحوم دستگیر و بعضى از آنها هم که

اعتراف کرده بودند به واسطه سهل‏ انگارى و بی ‏تفاوتى هیئت حاکمه طاغوتى در امر قصاص

ومجازات متجاسرین به ویژه که مربوط به روحانیت و چنین عالم مجاهد بزرگوارى بود به تاخیر

انداخته تا در انقلاب و جنبش مردم مبارز ایران درهاى زندانهاى کشور شکسته و تمام زندانیهاى

سیاسى و جنائى و غیره آزاد قاتلین آن شهید مظلوم هم آزاد و خون- چنین عالم ربانى از بین

رفت. پس از انقلاب با دستگیرى مهدى هاشمى معدوم داستان شهادت آیت‏ الله شمس ‏آبادى

مشخص شد.گفتنی است؛ مهدی هاشمی برادر داماد حسین‏علی منتظری بود که بعد‌ها منتظری

به ‏دلیل حمایت از مهدی هاشمی از مقام خود یعنی قائم ‏مقامی رهبری توسط امام خمینی (ره)

عزل گردید.


شهادت در راه مسجد

 آیت‌الله شمس‌‏آبادی یک روز پس از بازگشت از سفر حج در سپیده‏ دم 18 فروردین‏ ماه 1355 هجری

شمسی در مسیر رفتن به مسجد جهت اقامه ‏ی نماز جماعت، توسط گروه مهدی هاشمی ربوده  

شد و به طرز فجیعی به شهادت رسید که جسدش را در روستای درچه ـ در اطراف اصفهان ـ در کنار

جاده رها ساختند پس از کشف جسد با تشیع باشکوه مردم اصفهان با جمعیتی متجاوز از

چهارصد هزار نفر در قبرستان تاریخی تخت فولاد به خاک سپرده شد.


 پس از دفن شهید آیت‌الله شمس‌‏آبادی برخی از شهدای انقلاب اسلامی در این مکان دفن شدند و

 با شروع جنگ تحمیلی، این مکان به ‏عنوان محل اصلی دفن شهدای اصفهان در نظر گرفته شد.

 درواقع هسته‏ ی اصلی شکل‏ گیری گلستان شهدا در مکان امروزی به‏ سبب دفن شهید بزرگوار

آیت‌الله شمس‌‏آبادی بوده است.


 




ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 6 خرداد 1391ساعت 10:58 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

                          خرمشهر را خدا آزاد كرد.امام خمینی رحمة الله علیه




آزادسازی خرمشهر در روز سوم خرداد ۱۳۶۱ خورشیدی پس از ۵۷۸ روز اشغال مهم‌ترین هدف اجرای عملیات بیت‌المقدس در طول جنگ ایران و عراق توسط ارتش جمهوری اسلامی ایران (به فرماندهی شهیدعلی صیاد شیرازی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (به فرماندهی محسن رضایی) بود.

امام خمینی رحمة الله علیه  در ۳ خرداد ۱۳۶۱ به مناسبت آزادی خرمشهر پیامی خطاب به ملت ایران صادر کرد. در اولین بخش این بیانیه آمده است:

« با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به اینجانب شده است، سپاس بی‌حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود.  »

از این عملیات و این روز  به عنوان نمادی از پیروزی، مقاومت و ایستادگی در برابر دشمن یاد می‌شود.شورای عالی

انقلاب فرهنگی سوم خرداد را در تقویم رسمی ایران به عنوان روز مقاومت، ایثار و پیروزی نامگذاری کرده‌است.


هدیه به ارواح طیبه شهدا از صدر اسلام تا كنون وشهدای حماسه ساز فتح خرمشهروهدیه به روح


ملكوتی امام شهیدان امام خمینی رحمة الله علیه صلوات.


اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم







نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد 1391ساعت 06:42 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: مناسبتها 


فرمانده کل قواماجرای حضور رهبر انقلاب در جبهه‌ها پیش از راهیان نور و دوران رهبری ایشان است؛ حتی پیش از ریاست جمهوری، ایشان بارها به جبهه‌ها آمده بودند.
آقا در همان اوائل جنگ با حکم امام(ره) در جبهه‌ها بودند. در آن زمان مسئولیت دفتر مشاور نظامی امام(ره) در ارتش به‌عهده ایشان بود. بعد از آن هم دوباره با حکم دیگری از امام(ره) همراه با شهید چمران در شورای عالی دفاع بودند که بارها در کنار هم در جبهه‌ها حضور داشتند.
در دوره ریاست جمهوری ایشان به ‌خاطر کارهای کشور و نیز نهی حضرت امام(ره) به ‌خاطر مسائل حفاظتی، این هدایت را از طریق وزارت دفاع تعقیب می‌کردند. در اواخر جنگ مجدداً به خاطر شرایط شکننده‌ای که پیش آمد، ایشان احساس خطر کردند و از روی حس تکلیفی که داشتند، به جبهه آمدند. بعد از آن هم بیانیه‌ای تاریخی را خطاب به ائمه جمعه صادر نمودند که در آن (قریب به مضمون) فرمودند: من رفتم، دیگران هم اگر می‌خواهند، بپیوندند.
این بیانیه هم به عنوان رئیس‌جمهور و هم امام جمعه تهران صادر شد. البته تأکید و مانور اصلی‌شان بر قسمت دوم بود، چرا که جنبه مردمی و عمومیش پررنگ‌تر بود. نکته دیگر آن هم این بود که ائمه جمعه باید مردم را بسیج می‌کردند.
مواقعی هم بود که خطراتی ایشان را تهدید می‌کرد و حتی تا آستانه شهادت هم می‌رفتند. نمونه‌اش در قضیه فتح سوسنگرد بود. مثلاً در اطراف گمبوئه هم که دشمن گرا را گرفته بود، چند ثانیه بعد از خروج رهبر معظم انقلاب از یک نقطه مشخص، دقیقاً همان‌جا را آماج حملات خودش قرار داد. این مربوط به اوایل جنگ است؛ یعنی سال 1359.
در اواخر جنگ هم حضرت آقا حضوری نسبتاً طولانی در جبهه‌ها داشتند و تمام یگان‌ها را از نزدیک بازرسی می‌کردند. ایشان کاملاً سعی می‌کردند آمادگی نیروها را حفظ کنند و بالا ببرند. همین اواخر جنگ هم چندین بار آقا به‌طور جدی در معرض خطر قرار گرفتند. مثلاً در دزلی  در حال سخنرانی بودند که همان نقطه بمباران شد.
باز در یک قرارگاه دیگر‌ی (بیمارستان فاطمه‌الزهراء) ایشان در حال صحبت بودند که دشمن آنجا را مورد حمله قرار داد. یعنی کاملاً مشخص بود که دشمن اوضاع را رصد می‌کرد و دنبال این بود که شخصیت‌های مؤثری را که به جبهه می‌آیند، هدف قرار دهد. این حضور بی‌محابا و کاملاً شجاعانه رهبر انقلاب، خودش یک پشتوانه معنوی و قوت روحی برای رزمندگان بود.
"پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری"
 


نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد 1391ساعت 12:36 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: خاطرات 


                                      
                     وصیت نامه ی شهید حاج محمد ابراهیم همت
به نام خدا
نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.
مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!
درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که ان الله اشتری من المومنین.
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را د قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.
خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:
1-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.
همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.
2-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.
3-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.
4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.
5-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.
حقیر محمد ابراهیم همت
1361/2/26





نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت 1391ساعت 06:25 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: افلاكیان 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin