تبلیغات
خانه ی شهیدان - مطالب شهدای روحانی


























خانه ی شهیدان

مقام معظم رهبری:امروز زنده نگه داشتن یاد شهداء کمتر از شهادت نیست .



حجت ‏الاسلام سید حسن بهشتی‏ نژاد در سال 1324ش در اصفهان به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی برای

 فراگیری علوم اسلامی راهی قم شد. وی در قم از محضر استادانی همچون حضرات آیات: حسین نوری همدانی،

 محمد فاضل لنكرانی، یوسف صانعی و مرتضی حائری یزدی استفاده برد و سطوح عالی حوزه را طی كرد. این شهید

گرانقدر، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به تبلیغ و تدریس در نهادهای انقلابی همچون جهاد سازندگی و سپاه مشغول

 شد و در نهایت از طرف مردم اصفهان به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب گردید. شهید بهشتی‏ نژاد

در سوم مرداد ماه سال 1360 ش برابر با روز شهادت امام علی(ع)، در 21 رمضان سال 1400 ق توسط تروریست‏های

گروهك منافقین درمقابل خانه‏ اش ترور شد و به شهادت رسید.


نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد 1391ساعت 05:59 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

    شهید آیة الله حاج سید محمد رضا سعیدی اعلی الله مقامه الشریف



آیت الله سعیدی در باره‌ی امام راحل گفته بود: به خدا سوگند، اگر مرا بكشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطره ی

خونم، نام مقدس خمینی را خواهید یافت





ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد 1391ساعت 10:07 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 


من شیخ شریف رامی شناسم ایشان قبل از انقلاب با ما درارتباط بود.مقام معظم رهبری



  روحانی آزاده حجت الاسلام والمسلمین «محمدحسن شریف طبع» معروف به «شریف قنوتی»  در دفتر تاریخ

پرشکوه انقلاب اسلامی، گمنامان و بی نشانان بسیارند؛ بزرگ مردانی که نشان در بی نشانی دارند و شیرمردانی که

مخلصانه زندگانی خویش را وقف خدمت به خلق و انسانیت کردند و فارغ از هیاهوی سیاسی و دنیوی، تنها برای رضای

 خدا وارد عرصه مبارزه شدند. رادمردانی که با پایداری و ایثار در حفظ ارزش ها و تمامیت ارضی ایران اسلامی و ناکام

گذاشتن دشمن در رسیدن به اهداف شوم خود، حماسه ای بزرگ آفریدند. حجت الاسلام والمسلمین شریف قنوتی،

 نخستین شهید روحانیت در دفاع مقدس، از شمار این گمنامان تاریخ انقلاب اسلامی است. شریف قنوتی کیست؟ او

نخستین روحانی مجروح و اسیر جنگ تحمیلی، نخستین روحانی شهید دفاع مقدس، نخستین نماینده امام

خمینی(ره) که در جنگ به شهادت رسید، نخستین فرمانده شهید جنگ های چریکی و پارتیزانی، تشکیل دهنده گروه

های مسلح به امر امام خمینی ـ رحمة الله علیه ـ در سال ۱۳۴۲، نخستین برگزار کننده تظاهرات در شهرستان بروجرد

تا جایی که به عنوان رهبر انقلاب بروجرد معرفی شد، نخستین تشکیل دهنده ستاد پشتیبانی از جبهه های جنگ و

حمایت از جنگ زدگان در بروجرد، نخستین ارسال کننده محموله های تدارکاتی از بروجرد به مناطق جنگی به ویژه

خرمشهر، نخستین گروه اعزامی از بروجرد به خرمشهر جهت دفاع ازشهر و نخستین گروه مدافع در خرمشهر به نام

«لشکر الله اکبر» که همراه برادران ارتشی و سپاهی به مدت ۳۵ روز مقاومت کردند. از تولد تا دوران مبارزه: شهید

 شریف قنوتی در سال ۱۳۱۳ در اروند کنار از توابع آبادان دیده به جهان گشود. در اطاعت از پدر و مادر، کم نظیر بود. اهل

 دعا، قرآن و مناجات بود. پدرش شیخ محمود و عمویش شیخ عبدالله استاد اسلامی وقتی چنین دیدند او را به حوزه

علمیه «آبادان» فرستادند. دو سال در آن حوزه بود، سپس به «بروجرد» رفت و از اساتید مجرب آن دیار بهره ها گرفت و

از محضر مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی استفاده کرد و سپس در قم رحل اقامت افکنده و در محضر

امام خمینی(ره) و مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی، فقه و عرفان را آموخت و همزمان با تحصیل، مبارزه با ظلم را

آغاز کرد تا جایی که از یاران عالی قدر شهید نواب صفوی گشت و در آن ایام در زندان اوین مدت شش ماه زندانی شد.

 پس از شهادت نواب صفوی در مبارزه با طاغوت، به امام خمینی ـ رحمه الله ـ پیوست تا جایی که او را به عنوان نواب

ثانی لقب دادند و در یاری امام چنان ایستادگی کرد و پیروی نمود که می گفتند: شریف قنوتی در امام خمینی ذوب

شده است. منبرهایش کوبنده و حماسی بود. با کمال شهامت و شجاعت در منبرهایش شاه را [ابن] مرجانه خطاب

می کرد و به او یزید بن معاو یه دوم می گفت.





ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 12 خرداد 1391ساعت 06:52 ق.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

آیت‏ اللَّه سیدابوالحسن آل رسول معروف به شمس آبادی در سال 1268 ش در اصفهان متولد شد و

پس از فراگیری مقدمات علوم در اصفهان نزد اساتیدی نظیر مرحوم ابوالقاسم زفره ای، سید علی

نجف آبادی ، سید محمد نجف آبادی و احمد حسین آبادی عازم حوزه نجف اشرف گردید و از محضر

درس خارج مراجع بزرگی همچون مرحوم آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی آقاضیاءالدین عراقی،

آقا جمال الدین گلپایگانی،‌سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم استفاده نمود. وپس از 12

سال تدریس و تحصیل به اصفهان بازگشت

وفاداری به نهضت امام (ره)؛ بازخوانی پرونده‏ های ساواک

 آیت‌الله شمس‌‏آبادی از جمله روحانیونی بود که در سال 1342، وفاداری خود را به نهضت امام

خمینی (ره) اعلام کرد. در ادامه، خلاصه‏ ای ازبرخی بخشهای پرونده ی ایشان درساواك را

میخوانیم


 آیت اله سید ابوالحسن آل رسول شمس آبادی

حمایت از حضرت امام خمینی (ره) و آقای محلاتی و سایر

علمایی که در سال 1342 دستگیر شده بودند. انتشار

اعلامیه ‏ای با امضای جمعی از علمای اصفهان از جمله

آیت‏الله خادمی، سیدابوالحسن شمس ‏آبادی، آقایان

رجایی، اردکانی، سیدعلی ابطحی، محمدرضا ثفقی و

سیدعلی‏ اکبر هاشمی.

 عزیمت به تهران در تاریخ 42/4/20 برای اعتراض به حرکت

رژیم و پیوستن به جمع علمای تهران.
  ساواک اصفهان طی نامه ‏ای به مرکز در تاریخ 42/5/13

اعلام کرد: «حاج ابوالحسن شمس‏ آبادی، پیش‏نماز

مسجد سرتیپ چهارسوق و مسجد شیخ ‏بهایی است و

پس از شیخ ‏مهدی نجفی، در اصفهان، بانفوذترین عالم است.»


 نام‏برده به ‏همراه عده‏ ای از علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی، سیدعلی بهبهانی و)... طی

تلگرام‏هایی به مراجع تقلید و دیگر علما، از جمله آیت‏ الله خوانساری (تهران) به محکومیت آقای

ربانی ‏شیرازی، اعتراض و درخواست اقدام از ایشان جهت تجدید نظر در حکم صادره را می‏نماید. (47/4/25)
 مؤسسه ‏ی احمدیه که زیر نظر آقایان خادمی و شمس‏ آبادی اداره می‏شود، اقدام به اعزام طلاب به

اطراف می‏کند.


 ارسال تلگرامی در سال 1349با امضای جمعی از اعضای علمای اصفهان (از جمله آقای خادمی،

شمس ‏آبادی، اردکانی و...) درمورد تبعید آقای صافی، به آیت لله گلپایگانی.


در جلسه ‏ای که در منزل حاج ‏آقا مرتضی ابطحی، با شرکت بیست نفر از علما تشکیل شد، آقای

شمس ‏آبادی بر ضد فحشا سخنرانی و از روحانیون خواست که آن را در منابر عنوان کنند.(50/1/14)


 - آقایان خادمی و شمس ‏آبادی، به‏ شدت آقای منتظری را [به ‏خاطر دفاع از مطالب کتاب شهید

جاوید و نویسنده ‏اش] مورد حمله قرار دادند.


 ساواک در سال 52 در ارتباط با وی چنین می‏نویسد: «فاقد پیشینه ‏ی کیفری (از نظر ضد امنیتی)

می‏باشد و از نظر روحیه و مشئ سیاسی، فردی است طرف‏دار آیت‏ الله خویی،  ضمناً باطناً از

روحانیون افراطی حمایت [کرده] ولی تاکنون به ظاهر، رعایت بی‏طرفی را کرده است.»


 در سال 1353، گزارش‏هایی از طریق منابع ساواک دریافت می‏شود که آیت‌الله شمس‌‏آبادی به

عده‏  ای از طلاب، که به خدمت در اداره‏ ی اوقاف درآمده و مروج مذهبی نام گرفته ‏اند، توسط

نزدیکان خود، پیغام فرستاده و تعدادی را به منزل خود دعوت نموده تا از خدمت در اوقاف، استعفا

کنند و به آنان قول داده است چنانچه از حقوق دولت چشم‏پوشی کنند، حقوق بیشتری به آنان

خواهد داد.


فتنه‏ ی مهدی هاشمی
مهدی هاشمی ـ که در سال 1366 به ‏خاطر جنایات و خیانت ‏هایش اعدام شد ـ آیت ‏الله شمس

‏آبادی را به ‏دلیل مخالفت‏های صریح و مناظراتی که با اعضای باند او داشته و هم به‏ واسطه ‏ی

مخالفت شدید با کتاب «شهید جاوید»، یک روحانی مرتجع و ساکت می‏خواند و با تحریک مردم و از

جمله تیم خود علیه وی، حساسیت‏هایی ایجاد می‏کرد

.
 مهدی هاشمی در این خصوص ابراز داشته است: «در این‏که مسئله ‏ی روحانیت ارتجاعی و

مخصوصاً آقای شمس‏ آبادی در نظر من خیلی حساس‏تر بود و من نیز در جلسات و هیئات مطرح

می‏کردم و حساسیت بچه‏ ها را عموماً در آن جهت تحریک می‏کردم، هیچ بحثی نیست و قبلاً نیز

گفتم یکی از انحرافات دیروز من همین بود که برخی علما را از دولتی‏ها بدتر می‏دانستم. بنابراین من

انکار نمی‏کنم که از نظر فکری برادران تحت تأثیر افکار و القائات من بودند، حتی یادم هست که

موقعی که اخبار و اطلاعات پراکنده ‏ی آقای شمس‏ آبادی را ما مطرح می‏کردیم و ابراز حساسیت

می‏نمودیم، همین برادران و سایرین می‏گفتند شما بیش از حد روی روحانیون ساکت و مرتجع

حساس هستید و باید روی عوامل دیگر حساس باشیم. من از نظر فکری و حساسیت روی بعضی

علما من‏جمله آقای شمس ‏آبادی دارای انگیزه و حساسیت بودم.»


متاسفانه عده ‏اى که به اتهام شرکت در توطئه و قتل آن مرحوم دستگیر و بعضى از آنها هم که

اعتراف کرده بودند به واسطه سهل‏ انگارى و بی ‏تفاوتى هیئت حاکمه طاغوتى در امر قصاص

ومجازات متجاسرین به ویژه که مربوط به روحانیت و چنین عالم مجاهد بزرگوارى بود به تاخیر

انداخته تا در انقلاب و جنبش مردم مبارز ایران درهاى زندانهاى کشور شکسته و تمام زندانیهاى

سیاسى و جنائى و غیره آزاد قاتلین آن شهید مظلوم هم آزاد و خون- چنین عالم ربانى از بین

رفت. پس از انقلاب با دستگیرى مهدى هاشمى معدوم داستان شهادت آیت‏ الله شمس ‏آبادى

مشخص شد.گفتنی است؛ مهدی هاشمی برادر داماد حسین‏علی منتظری بود که بعد‌ها منتظری

به ‏دلیل حمایت از مهدی هاشمی از مقام خود یعنی قائم ‏مقامی رهبری توسط امام خمینی (ره)

عزل گردید.


شهادت در راه مسجد

 آیت‌الله شمس‌‏آبادی یک روز پس از بازگشت از سفر حج در سپیده‏ دم 18 فروردین‏ ماه 1355 هجری

شمسی در مسیر رفتن به مسجد جهت اقامه ‏ی نماز جماعت، توسط گروه مهدی هاشمی ربوده  

شد و به طرز فجیعی به شهادت رسید که جسدش را در روستای درچه ـ در اطراف اصفهان ـ در کنار

جاده رها ساختند پس از کشف جسد با تشیع باشکوه مردم اصفهان با جمعیتی متجاوز از

چهارصد هزار نفر در قبرستان تاریخی تخت فولاد به خاک سپرده شد.


 پس از دفن شهید آیت‌الله شمس‌‏آبادی برخی از شهدای انقلاب اسلامی در این مکان دفن شدند و

 با شروع جنگ تحمیلی، این مکان به ‏عنوان محل اصلی دفن شهدای اصفهان در نظر گرفته شد.

 درواقع هسته‏ ی اصلی شکل‏ گیری گلستان شهدا در مکان امروزی به‏ سبب دفن شهید بزرگوار

آیت‌الله شمس‌‏آبادی بوده است.


 




ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 6 خرداد 1391ساعت 10:58 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 



سلام بر تو ای شهید دور از وطن امروزآمده ام تا نوشتن وصیت نامه ات غبار غم واندوه از

 دل برگیرم

می خواهم آسمانی شوم دیگر از زمین وزمینیان خسته شده ام برایم دعا كن تا همچون تو بمیرم

مرگی سرخ

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 سپاس خداوندی را که انور جلال او از افق عقول بندگانش تابان است. و خواسته اش از زبان گویای کتاب و سنت نمایان. خدایی که دوستان خد را از دلبستگی به دنیای فریب کار رهانید و به شادی های گوناتگونشان رساند.

 واما شما ای روحانیون و طلاب عزیز همان طور که امام فرمودند تذکیه و تعلم را پیشه ی خود سازید و جوانان عزیز اسلام را هادی باشید و در آغوش هدایت الهی جای بگیرید. کار شما بهترین کاراست همان کار پیغمبر و ائمه معصومین است. هدایت و ارشاد و اداره جامه ی اسلامی و پیاده کردن احکام نورانی اسلام. و مانند علی بن ابی طالب(ع) در دعا میخوانیم "ولا تأخده فی الله لوﻣﺔ لائم" در راه خدا حرکت کردن سختی و رنج دارد، موانع زیاد است وبا صبر و استقامت راه انبیاء را ادامه دهید که امروز جوانان ما با ریختن خونشان موانع راه را برداشتند و بر می دارند و ما در قیامت در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی عذری نداریم و البته این حرف من با هم درسها و هم سنگران خودم است. نه به بزرگان که سخن گفتن در مقابلشان بی ادبی است. آنان مربی ما هستند و ما شاگرد آنان.

 و شما ای پاسدار عزیز و جوان برومند که هدفتان مقدس است و راهتان روشن و حرکتتان حماسه آفرین است. چون هجرتتان آغاز بر هجرتها بود و خون سرختان پیام آور هدفتان و سرهای بریده و بدن های قطعه قطعه شده شما نشانگر مظلومیت تان است. دست از دامان امام زمان و نوکرانش نکشید که اینان عمال اسلامند و اسلام اصیل راباید از امثال غفاری ها، سعیدی ها، مطهری ها، بهشتی ها، صدوقی ها، مدنی ها، دستغیبی ها و امثالهم گرفت.

 بدانید اسلام منهای روحانیت اسلام نیست و این سد دشمن شکن را نگذارید بشکند.

 مادرم

  آن زمان که اسلام و انقلاب به خون احتیاج داشت تو ثمره ی سالها عمرت را که فرزندی مسلمان بود هدیه کردی، چه خوب امانت داری کردی و چه به موقع امانت را دادی. پس شاد باش و فرزندان دیگرت را هم بده و خود مانند زینب معلم دیگران باش.

 مبادا بر من گریه کنی که اگر شهید باشم زنده ام، زنده تر از زنده ها. حلالم کن و به برادرانم و به بچه های خواهرانم بگو که

 آنان باید خود را برای قربانی شدن آماده کنند و سربازی اسلام را بر عهده بگیرند.                       

 خواهرانم،

 در تربیت فرزندانتان بکوشید و حجاب را رعایت کنید. زهرا گونه زندگی نمایید و شوهرانتان را به راه خدا وادارید.

 مادر خدا پدرم را رحمت و شما را عاقبت به خیر کند. انشا الله اگر کربلا مشرف شدی مرا فارموش نکن. و از حضرت امام حسین(ع) تقاضا کن که قربانیت را بپذیرد.

هر وقت خبر کشته شدن من به شما رسید بگو "انا لله و انا الیه راجعون" و این را یک امتحان قلمداد کن.

پروردگارا هرچند به نفس مطمئنه نرسیدیم و در جهاد اکبر پیروز نگشتیم.اما به جهاد اصغر پرداختیم پس" ربّنا فاغفر لنا ذنوبنا وکفّر عنّا سیّئاتنا و توفّنا مع الأبرار، ربّنا و ءاتنا ما وعدتّنا علی رسلک و لا تخزنایوم القیمة إنّک لا تخلف المیعاد

 برایم تفت نگیرید خرج نکنید، فاتحه ای ساده و پول آن را به انجمن ایتام اهدا نمایید. در صورت امکان در قبرستان شهدا دفنم کنید کنار پاسداران تا شاید خداوند به واسطه ی آنان مرا ببخشد. و در هنگام دفنم زیارت عاشورا و روضه حضرت زهرا بخوانید.

اما مصطفی جان ما هنوز چشم به راه توایم تا درهنگام دفن بدنت برایت روضه ی حضرت زهرا بخوانیم.

گویا تقدیر چنین بود كه همچون زهرا سلام الله علیها بی نشانه باشی


 




نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت 1391ساعت 11:18 ق.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

دوازدهم اردیبهشت مصادف است با سالروز شهادت استاد آیة مطهری رحمة الله علیه



اینجانب به اسلام و اولیای عظیم‌الشأن آن و به ملت اسلام و خصوصاً ملت مبارز ایران ضایعه تاسف‌انگیز «شهید بزرگوار»، متفكر و فیلسوف و فقیه عالیمقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری قدس‌سره را تسلیت و تبریك عرض می‌كنم. تسلیت در «شهادت» شخصی كه عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد، و تسلیت در «شهادت» مردی كه در اسلام‌شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن كریم كم‌نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم كه از شخصیتهایی بود كه حاصل عمرم محسوب می‌شد. در اسلام عزیز از «شهادت» این فرزند برومند و عالم جاودانه ثلمه‌ای وارد شد كه هیچ چیز جایگزین آن نیست. برنامه اسلام از عصر وحی تاكنون بر «شهادت» توأم با شهامت بوده، آنها گمان نكردند كه از هر موی «شهیدی» از ما و از هر قطره خونی كه به زمین می‌ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می‌آید. (امام خمینی رحمة الله علیه)


روحش شاد و یادش گرامی وراهش پر رهرو باد
نوشته شده در یکشنبه 10 اردیبهشت 1391ساعت 03:22 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

ششم اردیبهشت ماه مصادف است بابیست وهشتمین سالروزعروج و

وشهادت آیة الله حاج شیخ مهدی شاه آبادی فرزند استاذ مرحوم امام رحمت الله علیه می باشد


خبرشهادت از زبان همسرشان
شب شهادت ایشان كه شب جمعه بود، من خوابشان را دیدم و چون می‌خواستم به قم بروم، بلند شدم و سحری خوردم تا فردا روزه بگیرم، چون روز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) بود. بچه ها همه به كوه رفته بودند و نبودند. من عین جریانی كه اتفاق افتاده بود را در خواب دیدم كه ایشان زمان رفتن دیرشان شده بود و من به ایشان رسیدگی می‌كردم و بعد رفتند و بعد هم خبر شهادت را آوردند.

در خواب خیلی بی تابی می‌كردم، اما برعكس در بیداری این حالت را نداشتم. من قبل از شهادت ایشان مصیبت‌های زیادی دیده بودم و خدا صبورم كرده بود. پدرم 4 ماه پیش از آن، مرحوم شده بود. برادرها و بچه‌ام – مجید - سال قبلش فوت كرده بودند و خلاصه خیلی ناراحت بودم و حاج آقا خیلی رعایتم می‌كردند و خوب، طبیعی است كه علاقه من به ایشان هم بیشتر می‌شد، طوری كه از خدا می‌خواستم كمكم كند. قلب آدم گنجایش دو عشق را ندارد و محبت ایشان تمام قلب مرا گرفته بود. می‌گفتم دیگر جایی برای محبت خدا نمانده است و خیلی ناراحت بودم كه چرا این قدر علاقه‌ام به ایشان زیاد شده است.

فردای شبی كه این خواب را دیدم، وقتی تلفن زنگ زد، اصلا نمی‌توانستم بلند شوم و گوشی را بردارم. همین طور خزیدم تا نزدیك تلفن. مهندس چمران پشت خط بودند. البته آن موقع، مستقیم خبر شهادت را ندادند و سراغ بچه ها را گرفتند، اما همین كه خودشان پشت خط تلفن نبودند، فهمیدم كه مساله‌ای پیش آمده است. نمی توانستم شهادت ایشان را قبول كنم و می‌گفتم لابد مجروح شده‌اند.

هر چه اصرار كردم مهندس چمران چیزی نگفتند. می‌گفتند: ایشان برای خط رفته اند و طوری نشده، اما من احساس كردم اتفاقی افتاده است. با این حال به آن شكل بیتابی نكردم و تنها از خدا خواستم به من و بچه‌هایم كه كوچك بودند، كمك كند تا بتوانم وظیفه‌ام را درست انجام دهم. الحمدلله خدا هم كمك كرد و بچه هایم حتی یك بار هم مرا گریان ندیدند. در واقع نگذاشتم گریه مرا ببینند.


رهبر فرزانه انقلاب با تمجید از مقام شامخ این شهید بزرگوار در خصوص مجاهدت ها و تلاش های خستگی ناپذیر و شبانه روزی شهید آیت ا... مهدی شاه آبادی فرمودند: شهید شاه آبادی یک انسان نمونه و استثنایی بود.یک بار من یادم نمی آید که در طول این دوستی چندین ساله ای که با این شهید عزیز داشتم، ببینم از کار خسته شده و آثار کسالت و انزجار از کار را من هرگز در چهره این مرد عزیز و بزرگوار ندیدم. شهید شاه آبادی به طور خلاصه یکی از افتخارات روحانیت مبارز بود،یک انسان پاکباز، با اخلاق، فداکار، کاری، نستوه و خستگی ناپذیر و خوش روحیه. من به خوش روحیگی این انسان، کم آدم دیدم.



روحش شاد وراهش پر رهرو باد



نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391ساعت 01:34 ق.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

به عنوان تیمن وتبرك مناسب دیدم اولین پست وبلاگ را اختصاص بدم به سید شهیدان آیة الله دكتر بهشتی

باشد كه موردرضایت مادر سادات حضرت زهرا سلام الله علیها قرار بگیرد




وتوچه مظلومانه زیستی وچه مظلومانه به شهادت رسیدی






دلیل به کارگیری عبارت «شهید مظلوم» توسط امام راجع به شهید بهشتی رامرحوم فلسفی این­ گونه بیان می­کنند: «چقدر جای تاسف است که این دانشمند مظلوم با آن وضعیت به شهادت رسید. امام او را شهید مظلوم خواند. مظلومیت بهشتی نه از باب کشته شدن در جریان انفجار حزب جمهوری اسلامی بود زیرا که این مظلومیت برای همه آن­ها که با او کشته شدند هم صدق می­ کند. هیچ کدام از آن­ها گناهی مرتکب نشده بودند که مستحق کشته شدن به آن کیفیت باشند. تعبیر امام از شهید مظلوم بهشتی به خاطر مظلومیت او در جامعه و سخنان ناروایی بود که بعضی از افراد دانسته و یا ندانسته درباره او می­ گفتند و قدر او را نمی ­شناختند، مظلومیت او از این باب بود. یعنی او را نشناختند و قدرش را ندانستند. رحمت الله علیه»
وتوقدرت ناشناخته ماند وفقط امام خمینی رحمة الله علیه تو را شناخت كه توراشهیدمظلوم خواند

وآنقدرجامع تمام صفات انسانی بودی كه امام رحمت الله علیه تورایك ملت نامید







 سلام ودرود خدا بر توكه سید الشهدای انقلاب نام گرفتی ونام تو جا ویدانه در تاریخ خواهد ماند

هدیه به ارواح طیبه شهدا از صدر اسلام تا كنون خصوصا"شهید والا مقام شهید دكتر بهشتی صلوات

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم واهلك اعدائهم










نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین 1391ساعت 07:42 ب.ظ توسط سائل الشهداء | نظرات ()
طبقه بندی: شهدای روحانی 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin